مایلی کهن:هیچگاه سیاه کار و عوام فریب نبودهام
سرمربی تیم فوتبال سایپا در آستانهی دیدار با پرسپولیس با انتقاد از علی دایی گفت:من مشکلی با او ندارم و اگر حرفی میزنم تنها به خاطر مصالح و منافع ملی بوده است. |
![]() |
محمد مایلی کهن در گفتگو با ایسنا، دربارهی دیدار این هفته تیمش برابر پرسپولیس گفت: چندی پیش یک سری جوان که پول میگیرند و بوق میزنند سروصدا کردند و گفتند مایلی یادت باشه، پرسپولیس سرورته. من همان جا گفتم پرسپولیس نه تنها سرور من که تاج سرم است. در فوتبال هرچه داشتهام اول از خدا و بعد از مادر خدا بیامرزم و سپس از اعتباری بوده که پرسپولیس به من داده است. خودم را همیشه مدیون پرسپولیس میدانم و هیچ وقت هم این طور نبود که در بازیهای مقابل پرسپولیس عوامفریبی بکنم و با سیاهکاری بگویم مقابل پرسپولیس روی نیمکت نمینشینم. همیشه مقابل پرسپولیس روی نیمکت نشستهام و به دنبال بازی جوانمردانه بودم. این بار هم شرایط تفاوتی ندارد. تلاشمان این است مقابل تیم بزرگ پرسپولیس ارائهگر یک بازی خوب باشیم.
وی دربارهی محرومیت تماشاگران از حضور در ورزشگاه آزادی گفت: از این اتفاق بسیار ناراحتم چرا که فوتبال بدون هوادار معنا ندارد. خیلی دوست داشتم هواداران خونگرم پرسپولیس در ورزشگاه بودند اما متاسفانه این اتفاق نیفتاد. بارها گفتهام که باخت فنی برایم لذتبخشتر است تا بردی که بخواهم به هر طریقی به آن برسم.
مایلی کهن ادامه داد: ما هفته گذشته برابر صنعت نفت شکست خوردیم. آن هم در شرایطی که تیم من حتی نباید مساوی میکرد و ما شایسته پیروزی بودیم اما دیدید که کسی را متهم نکردیم و به بازیکنان و کادرفنی صنعت نفت تبریک گفتیم. نفت پس از گلی که زد از تاکتیکی استفاده کرد که توانست موفق باشد. دلیلی ندارد که بگویم تیم حریف 10 نفره دفاع کرد. آنها با تاکتیکی مناسب از گلشان دفاع کردند. در همین تیم جوانی 18 ساله حضور داشت به نام سجاد مشکلپور که در مرکز خط دفاعی بازی میکرد. امیدوارم این حرف من باعث غرور این بازیکن نشود اما او بسیار مسلط و پخته بازی میکرد. همین جا به دوست و برادرم غلام پیروانی توصیه میکنم که اگر میتواند این بازیکن را به اردوی تیم امید دعوت کند و او را مورد آزمایش قرار دهد. این بازیکن اگر مغرور نشود و از حواشی به دور باشد، نوید یک مدافع وسط خوب را به فوتبال ایران میدهد.
وی دربارهی پرسپولیس هم گفت: پرسپولیس امسال تیم بسیار خوبی است و مهرههای بسیار خوبی خریده و طبعا مبالغ خوبی را هم برای این بازیکنان پرداخت کرده است. پرسپولیس باید با این مهرهها روز به روز بهتر باشد.
مایلی کهن دربارهی رویاروییاش با علی دایی گفت: مشکلی با دایی نداشته و ندارم و اگر حرفی زدم تنها به خاطر مصالح و منافع ملی بوده است. تنها میگویم آقای دایی به عنوان کسی که بیشترین بازی تدارکاتی تیم ملی در زمان او بوده و نتوانسته تیم ملی را به جام جهانی ببرد، اگر از ملت عذرخواهی نکرد، حداقل سکوت میکرد و دربارهی حق و حقوقش صحبت نمیکرد. من حرفم را میزنم چرا که وظیفهام است. من حاضر نیستم یک خار در پای دشمنم برود اما اگر حرفی میزنم تنها به خاطر وظیفه ملیام است و تا زمانی که جان داشته باشم، این حرفها را عنوان میکنم. من کشور، مردم و نظامم را دوست دارم و وظیفهام این است که این حرفها را بزنم. خوشبختانه در وضعیتی هم نیستم که بگویند با این حرفها به دنبال منافع شخصیاش است.
وی ادامه داد: در کشورهای پیشرفته وقتی تیمی به جام جهانی نمیرود فدراسیون فوتبال و سرمربی تیم ملی آن کشور از مردم عذرخواهی میکند ولی در اینجا دوستان به جان هم افتادند و به دنبال حق و حقوق دو، سه سالهشان هستند. این نشان دهنده بیتدبیری، بیبصیرتی و کمدانشی مسوولان فدراسیون فوتبال است. چند روز پیش از آنکه فدراسیون فوتبال سرمربی تیم ملی برای جام جهانی 2010 را معرفی کند، دایی با ناراحتی در گفتگو با برنامه 90 گفت کسی سرمربی تیم ملی میشود که لابی قویتری داشته باشد و 48 ساعت بعد او به عنوان سرمربی تیم ملی انتخاب شد. این نشان میدهد که او لابی قویتری داشته است. اگر مسوولان فدراسیون فوتبال بینش داشتند و کاربلد بودند باید از دایی پول هم میگرفتند تا او رابه عنوان سرمربی تیم ملی انتخاب کنند.
مایلی کهن افزود: در همه جای دنیا شرکتهای تولیدکننده لباس برای اینکه تیمهای ملی لباسهایشان را بپوشند به فدراسیونها پول میدهند اما در اینجا دایی مدعی است که شرکتش به خاطر لباسهایی که به تیم ملی داده، طلبکار است. این عدم تدبیر و بینش آقایان را نشان میدهد.
وی ادامه داد: من 30 سال است که در ورزش کشور حضور دارم. روسای جمهور زیادی در این 30 سال بودهاند و همه آنها به فراخور خودشان زحمات زیادی کشیدهاند اما هیچ کدام از این روسای جمهور میزان علاقهمندی دکتر احمدینژاد را به ورزش نداشتند. افزایش چند برابری بودجه ورزش کشور نشان دهنده این علاقه است. وقتی هر تیم ورزشی به موفقیت میرسد و رییس جمهور از خودش هزینه میکند و پیام میدهد نشان دهنده علاقه رییس جمهور به ورزش است. با این حال برغم علاقهام به رییس جمهور، این ایراد را میبینم که همچون ادوار گذشته در این دو دوره نیز افرادی در راس ورزش کشور قرار گرفتهاند که به دلیل عدم آگاهیشان به ورزش نتوانستند خدمات لازم را ارائه کنند. در این مدت 30 ساله هر رییس ورزشی طرحهایی را ارائه داد. طرحهایی که با هزینههای بسیار زیادی مطرح شد. تنها در یک مقطع زمانی و در دورهی هاشمی طبا، طرح پایگاه ورزشهای قهرمانی ارائه شد که از هر کس بپرسید، میگوید بینظیرترین برنامه ورزش کشور بوده و این برنامه دلیل موفقیت ورزش ایران در سیدنی و آتن بوده است. این اتفاق در زمان دولت اصلاحات افتاد اما وقتی هاشمی طبا رفت و مهرعلیزاده آمد این طرح با ثمره فراوانش به کنار زده میشود. پس از آن طرح جامع با میلیاردها تومان هزینه مطرح میشود و پس از آن در زمان مهرعلیزاده به خاطر یک حسادت مهمترین کرسی ورزش ایران در کمیته بینالمللی المپیک از ورزش ایران گرفته میشود. همه اینها در یک دولت اتفاق افتاده است. بعد از مهرعلیزاده، علیآبادی میآید. او هم طرح جامع را در گنجه سازمان تربیت بدنی میگذارد و طرح المپیاد ایرانیان را علم میکند. طرحی که هزینه زیادی برای آن شد. ما میدانیم که استانها برای اعزام تیمها چه مشکلی دارند اما مجبور بودند به خاطر این المپیاد در عرض یک ماه در دو بخش آقایان و خانمها و در تمامی ردهها تیمهایشان را اعزام کنند. پس از رفتن علیآبادی این طرح چه شد. میبینیم که این اتفاقها هم در یک دولت اصولگرا میافتد. درد من این است افرادی که به عنوان مسوول سازمان تربیت بدنی انتخاب میشود، آشنایی خاصی با ورزش ندارند. به خدا افرادی که در سازمان هستند، آشنایی و بینششان بسیار بیشتر از بیرونیهاست.
مایلی کهن با بیان اینکه تا یک نفر انتقاد کرد نباید او را دشمن فرض کنیم، گفت: استنباطم این است که وقتی میخواهیم به یک مستحق کمک کنیم به خودمان بسیار سخت میگیریم اما به من گردنکلفت پولهای درشت میدهیم. این به عدم مدیریت و عدم آشنایی برمیگردد. این اتفاق مربوط به حالا نیست. در 30 سال گذشته و قبل از انقلاب هم رخ داده است اما اگر ما انقلاب کردیم، به خاطر بهبود وضعیت بود چه بسا در بسیاری از بخشها هم تاثیرات بسیار شگرفی دیدیم. من 24 سال قبل از انقلاب و 32 سال بعد از انقلاب حضور داشتم. حسم این است که اگر حسادتها را کنار بگذاریم کارها بهتر انجام میگیرد. به عنوان نمونه یک نفر مانند واعظی آشتیانی به استقلال میآید و تلاش میکند ساختار نسبیای را در باشگاه استقلال ایجاد کند. درست است شاید برخی رفتارها هم اشتباه بوده اما به هر حال این فرد پایههایی را ایجاد کرده است اما، تا این شخص در یک جلسه محکم صحبت میکند و نقدی را مطرح میکند، به صبح نرسیده، او را برکنار میکنیم و برای دهنکجی به او هم که شده مخالف صددرصدش را به عنوان جانشینش انتخاب میکنیم. اینها مشکل جامعه ماست.